تبليغاتX
تنهاترین مرده
 

میدونی؟
من زیادی این اتاقک تاریک و کوچولو رو دوس داشتم..
تنهاترین مرده..
واسه من..
خیلی بود..
خیلی..
اما شاید بهتر باشه..
که یه خورده بخوابه..
بخواب..
لا لا لا لا..
.
.
.
تموم.

+ نوشته شده در ساعت7:17 PM توسطdead gurlZ

من دیه هیش کیو اونجوری نیگا نمیکنم..
بذا هیش کی دلش واسم نسوزه..!
لعنتی.

+ نوشته شده در ساعت7:39 PM توسطdead gurlZ

تو چشای من که نیگا کنی..
شاید توش یه برقی ببینی..
که شاید اگه زیاد بری توش..
خیلی توش..
میبینی پشت این خنده ها..
که هیچ وخ تمومی ندارن..
چیه..
اون وخ وقتی بت میگم منم بریدم..
بر نمیگردی بم بگی..
که آره..معلومه..
و بعد بخندی و بری..!
تو چشای من نیگا نکن..
من از چشای آدما فراریم..
من هیچ وخ نتونستم..
تو چشای یکی خوب نیگا کنم..
من از چشای آدما فراریم..
من هیچ وخ..
نمیذارم کسی خوب تو چشام نیگا کنه و
منو بدونه-

+ نوشته شده در ساعت4:13 PM توسطdead gurlZ

عین این که تو یه جاده باشم..
چشامو بستم و میرم..
من فقط..
خسته شدم..
از این که وقتی خود واقعیمو واسه آدما میگم..
مسخرم میکنن..
از این که..
هیچ کس..
خود واقعی منو نمیفهمه..
از این که هیچ کس..
توی واقعی منو نمیدونه..
از این که اون چن نفریم که میدونستنم..
نمیدونن دیگه..
از این که واقعی نیستم..

.
.
.
نیستم..
نیستم..
سرمو میگیرم تو دستم-
دیوونه-
ته دلم..
ته دلم..
داره زار میزنه..
سرمو میگیرم تو دستم..
خستم..
خیلی خسته..
اما..
حتی دیگه..
یه نفرم نیس که بگم..
بغلم کن..
آرومم کن..
دلم داد میزنه..
سرمو میگیرم تو دستم-
ته دلم..
مرد.

+ نوشته شده در ساعت5:14 PM توسطdead gurlZ

صدای باد..
کوچه ی تاریک..
بدون هیچ چراغی..
بدون هیچ آدمی..
که آخرش یه سراشیبیه و تهشو نمیشه دید..
باد میاد و من..
به ته کوچه نگا میکنم..
باد میاد و
من راه میرم..
صدای کلید..
صدای باد..
بوی هوس..
بوی مرگ..
بوی نفرت..
میخندیم..
ما..
همیشه میخندیم..
مث یه ابلیس مهربون-

+ نوشته شده در ساعت3:50 PM توسطdead gurlZ |

گاز بايد بگيرم من همين الان يكيو!

+ نوشته شده در ساعت8:39 PM توسطdead gurlZ |

چشامو میبندم
تاریکه..
من چرا انقد از آدما بدم میاد؟
|:

+ نوشته شده در ساعت2:39 PM توسطdead gurlZ

-سرتقی.
~نیستم
-هستی
-شیطونی.
~نیستم
-ساکت نمیشینی ولی
~آره..ساکت نمیشینم..
-شیطونی پس.
-حسودی.
~اوهوم
-لجبازم هستی.
~من عاشق لجبازیم.
.
.
.
-با نگا کردن تو چشات..
میشه همه چیو از توش خوند!
پ.ن:خوشم میاد از این آدمایی که میشناسنم..
این اولین نفر بود انگار-

+ نوشته شده در ساعت12:3 PM توسطdead gurlZ |

هنوزم "نقاش و پرنده" رو دارم..
منو از اون بالا میبینی؟
پ.ن:یه سال گذش از اون happy birthday?

+ نوشته شده در ساعت8:26 PM توسطdead gurlZ

شبهای سرد
راهی بی پایان
-خستم
~هنوز خیلی راه مونده
تلخ
-تلخم
تکراری
-تکراریم
~خستم از این زندگی
-از خودم نبودن..
~از این لبخند الکی تحویل دادنا
~میخوام بخوابم..که نفهمم این لحظه های لعنتی چه جوری میگذره..
-چشاتو ببند..چشاتو ببند و برو..
-میبینی؟اما من بازم میخندم..
بازم میخندم..
میخندم..
میخندم..
تمومش کنین این بازی لعنتیو-

+ نوشته شده در ساعت9:41 AM توسطdead gurlZ

حالا..
فقط از بین لاک پشت و اون عروسکه..
بشکه مونده..
بشکه بزرگ شده..
اون واسم از همه بیشتر ارزش داره..
اونم یه روز میمیره..
منم یه روز میمیرم..
من بالا اوردم..
رو هر چی آدمه تو دنیا..
قر میدم..
فقط هوس بازی
و بعدشم مرگ..
مرگ.

+ نوشته شده در ساعت8:50 PM توسطdead gurlZ

F*CK بابا!
F*CK!
به هر چی آدمه رو دنیا!
[و همچنین تف]

+ نوشته شده در ساعت3:13 PM توسطdead gurlZ |

۴۲۶ تا؟
یعنی همشون دوروغ؟
یعنی همشون
یه فوت که برن و دیگه پشت سرشونم نیگا نکنن؟
چشایی که دیگه..
اونجوری نیست..
و
فقط از توشون میتونی بخونی
"چرا؟
بد کردی باهام.."
کمت دارم-

+ نوشته شده در ساعت2:35 PM توسطdead gurlZ |

و باز هم شب ها
بوی مرگ میدهند
و من میلرزم..
و حتی دیگر
این خانه ی قدیمی
با قهوه های تلخش
و دودهای غلیظ سیگار تو
مرا آرام نمیکنند..
 نمیدانستم
که روزهای بچگی
در آن خانه ی قدیمی
میپوسند
و تنها میشویم..
کاش میدانستیم..
این روزها هم میپوسند..
کاش به هم قول میدادیم..
که
میمانیم.
و من این روزها..
فقط چشمانم را میبندم..
کاش میدانستی..
کاش.
قهوه ام را هورت میکشم
قهوه ها هم دیگر..
سرد شده اند!

+ نوشته شده در ساعت4:40 PM توسطdead gurlZ |

دلم
دلم
یهو
کرفت..

+ نوشته شده در ساعت8:37 PM توسطdead gurlZ |

میگه:به قیافت میخوره آدم بی احساسی باشی!

+ نوشته شده در ساعت5:6 PM توسطdead gurlZ |

کوچیکتر از اونیم
که حرفاتو بفهمم..
خیلی کوچیکتر.
[سکوت]

+ نوشته شده در ساعت3:32 PM توسطdead gurlZ

جیغ
.
.
.
دیوانگی
.
.
.
بومب

+ نوشته شده در ساعت10:5 PM توسطdead gurlZ |

تعادل روحی-روانی ندارم..
از عاقل بودن خیلی بدم میاد..
از آدم بودن هم بدم میاد..
آدم باید حیوون باشه-نه؟

+ نوشته شده در ساعت10:39 PM توسطdead gurlZ |

یه مدت باید نبود
یه مدت باید بی خبر بود..
طولانی یا کمشو نمیدونم-
شاید فردا-شاید ۱ ماه دیگه-نمیدونم
اما اگه نبودم
نگران نشو..
پ.ن:
~داری عوض میشی
-من هر روز عوض میشم
~آره..اما تو چیزای سطحی..اینی که داره عوض میشه..عمقیه..نمیدونم چیه..اما مواظب باش!
پ.پ.ن:دنیا داره میچرخه..یا من دارم میچرخم..یا آدما!نچرخین-نچرخین!
پ.پ.پ.ن:شاید منو بشناسی..شایدم نشناسی..اما فک کنم کمتر کسیه که خود واقعی منو بشناسه..
اما وقتی اینجا رو میخونی..میدونم با خودت فک میکنی که همیشه ناراحته و اینا..
اما من از اون آدمای ناراحت دپرسی که خودشونم ناراحت نشون میدن و اونجوری نیسم..دلمم میخواد روشون بالا بیارم..
اما من اینجا..
فقط لحظه هایی که ناراحتم مینویسم..لحظه هایی که فقط باید نوشته شن و تموم شن!
و بدون که من همیشه..
تو همه ی زندگیم
دارم بازی میکنم!
واسه همین..هیچ وقت نمیتونی بشناسیم..
شاید فقط کسایی میشناسنم که هیچ وقت جلوشون بازی نکردم!
اما حالا..
من همیشه..حتی وقتی ام که ناراحتم.. میخندم!
چون به ناراحتیا هم باید خندید-به زندگی باید خندید-به همه چی باید خندید-و رفت!
شاید این maza جدیده-شاید قبل نبود اینطوری.. یا بود-گذشته مهم نیس-
اینا رو گفتم که نمیدونم
بدونی که من بدترین وضعم باشم..میخندم و سر به سر آدما میذارم و دیوونه بازی در میارم!
بدونی که من الانم دارم میخندم-میخندم و میرم-
[حذف شد]
بخند بابا!
بخند به زندگی
تا روش کم شه!
یه مدت باید نبود
یه مدت باید بی خبر بود..




 

+ نوشته شده در ساعت4:10 PM توسطdead gurlZ |

دوس دارم با بقیه فرق داشته باشم-
دوس دارم قر بدم-
دوس دارم آدما بم بخندن-
دوس دارم خیلی چیزا رو-
اما از آدمای عاقل حالم به هم میخوره!
دو تا نُخته دی
پ.ن:امروز بگی پخ..
تا نیم ساعت میخندم-
[نزدیک دیوونه ها نشین]
[ورود ممنوع]
[هه هه هه]
-هاپیــــــــــــــــــچه-

+ نوشته شده در ساعت4:17 PM توسطdead gurlZ |

حالا دیگه..
به جای اینکه مات نیگام کنن
میخندن..
انگار دیوونه بازیام
واسشون عادی شده..
خستم*
انگار از هه بدم میاد..
آرومم کن*
تو گوشم همه آدما دارن حرف میزنن
-بزرگی-
-کوچیکی-
-هیچی-
-پوچی-
صدای همه رو نمیشنوم.
آرومتر..
-ویزز-
-بووووووووووق-
-تق-
-توق-
-
.
.
.
-
آرومم کن دیگه*

+ نوشته شده در ساعت4:30 PM توسطdead gurlZ |

نمیدونم..
امروز چی شد که سعی کردم با بدتریناشم بسازم..
که با اینکه اعصاب مصاب ندارم..
به همه یه لبخند میزنم و هیچی نمیگم..
یعنی شماها انقد خرین
که لبخندای حال به هم زن منو تشخیص نمیدین عوضیا..؟
دلم میخواد بالا بیارم..
دقیقن رو تو!
پ.ن:میدونی عزیزم؟
من خیلی دیوونم..
یه روزم دیوونه تر از همیشه..
من حالم از آدمای اینجا به هم میخوره-حتی تو عزیزم..
من آدمای اینجا..
به ت*مم[که ندارم]نیستن..
من واسه خودم مینیویسم..
اینه که یه روز کامنت دونی بازه..
یه روز بسته..
و امروز..
بسته..!
پس نیا طرفم..
که یا خودمو میکشم..
یا تورو..
اون وخ نه منی میمونه
که بره و بخنده
و نه تویی که گریه کنی..
عاشق اینم که گریه ی آدما رو درارم..
آخ که چه حالی میده!
[تف+لبخند]

+ نوشته شده در ساعت3:49 PM توسطdead gurlZ

من هنوز هم قر میدهم
این بار
در گورستان شبهای خودم
و رقاصی میشوم
که میرقصد و پول میگیرد!
و وقتی میروم
تو گریه میکنی
و من میخندم..
که میدانیم
که دیگر بازگشتی نیست..
و من میخندم..
میخندم و میروم..
و این میشود
عشق شیطانی
و من هم
یک شیطان مظلوم
-خنده های شیطانی-

+ نوشته شده در ساعت2:32 PM توسطdead gurlZ |

حتی دست های من هم بوی تو را گرفته اند
میبینی؟
انقدر نبودی
که حتی من هم دیگر نیستم
که حتی بودن هم
فایده ای ندارد
معنایی ندارد
میروم از این دیار..
تو هم برو
راه ما..
از اول هم یکی نبود..
ما؟
چه کلمه ی غریب و بی معنی ای
زندگی این روزها را دیده ای؟
همه چیز غریب است برایم
حتی تو
برای منی که روزی
تنهاترین مردگان بودم
غریبه بودی..
غریبه ای که سخت شناختمش و اشتباه
زندگی این روزها را دیده ای؟
حال که فکر میکنم..
میبینم آن روزها مزه ی خون نمیدادند..
این روزها اند که بد مزه اند.
این روزها در نبودن هایم گمت میکنم..
حالا هم من گم شده ام..
هم تو..
و گم شده های ما
چون دیوانگان در باد پرسه میزنند..
و تا ابد با هم میمانند
در رویای یکدیگر..
پ.ن:وقتی باز شنیدمش..
فک کردم
چقد همه چی عوض شد..
دلم گرفت انگار..
یا نمیدونم..
یه حسی که
نمیدونم خوبه..
یا بد..

+ نوشته شده در ساعت5:15 PM توسطdead gurlZ |

درد داشت..
آنقدر که
شب را
پیچیدم و پیچیدم
و نمیدانم..
چه بود که بالشم را خیس کرد..
میروم..
میروم..
یک روز..
بی خبر..
روحم درد میکند..
روحم درد میکند..
روحم را کشتم..
روحم درد میکند..
درد..
..
پ.ن:هیس!

+ نوشته شده در ساعت3:51 PM توسطdead gurlZ

قهوه ی تلخم را
میخورم
و تا ابد
تلخ میمانم..
تلخ میمانم
و دیگر در گورستان شبهای هیچ کس
قر نمیدهم..
نامرد..
نامرد شدم..
این بار..
تو در گورستان شبهایم قر بده
و من
میخندم
میخندم و
میروم
و تو گریه میکنی..
و من باز هم میخندم-
خنده های شیطانی.


+ نوشته شده در ساعت10:9 PM توسطdead gurlZ |

چگونه میگذرد این روزها
این روزهایی که
من حتی خودم را هم نمیبینم..
شبهایی که سردند و تاریک..
و هوا
هنوز هم بوی تعفن میدهد..
و من در کنار این شبهای سرد
به ته راه نگاه میکنم..
که با مرگ پوشانده شده است
و میروم..
و میروم.

+ نوشته شده در ساعت4:17 PM توسطdead gurlZ |

نیستم
نیستی
نیستیم-

+ نوشته شده در ساعت10:14 PM توسطdead gurlZ |

تازگیا..
یه چیزایی میگن
که آخرش میرسه
به اینکه..
نمیدونم
کیم-
میگی بم؟

+ نوشته شده در ساعت10:8 PM توسطdead gurlZ |