و من و تو
با هم آلبوم ها را ورق میزنیم ... و همه و همه خاطره های گذشته و مورورشان بود و بس ... و همه و همه ناراحت کننده تر از زندگی ـ حال ... و به آلبوم ـ من میرسیم او میخندد و من مجبورانه مجبور به خندیدن هستم میگوید نصف سرم چشم بوده است و قاه قاه میخندد و من متعجب فقط نگاهش میکنم ... و حال کم کم دارم باور میکنم که چشمانم گرد و قلمبه است مانند صورتم ... و شاید او به همین دلیل است که به من می گوید: گردالی
+
نوشته شده در ساعت1:42 PM توسطdead gurlZ
|![]()
*و من سالهاست به حال ـ خود زار میزنم!
*او میخواند و میخندد و من تنها روی تخت نشسته ام و حرص میخورم! *کولر صدا میدهد: ...:صدای مرگ میده! پ.ن:ینی اونم داره مث من جون میده تا بمیره؟! *تو گفتی که عاشقمی... منم تو رو بغل کردم و گریه کردم...
+
نوشته شده در ساعت1:8 PM توسطdead gurlZ
|![]()
روزته...
میخام یه آرزو بهت هدیه کنم! هیش کی اینو نه بهت داده و نه میده! باورت نمیشه... حدس بزن...حدس بزن چیه! . . . آرزوی مرگت این کادوته.... قشنگه!؟ روزته...
+
نوشته شده در ساعت10:43 AM توسطdead gurlZ
|![]()
من دارم اینجا بی تو زیر دست و پای اینا جون میدم!
+
نوشته شده در ساعت12:40 PM توسطdead gurlZ
![]()
حذف شد....
+
نوشته شده در ساعت0:41 AM توسطdead gurlZ
|![]()
دستام می لرزه پارچ آبو خالی می کنم رو صورتم گریه میکنم . . . همیشه هر وقت دلم میگرفت باهات حرف میزدم آخه حرفات... صدات... حالمو بهتر میکرد هر وقت دستام یخ بود و می لرزید دستاتو میگرفتم آخه همیشه دستات گرم بود هر وقت سردم بود تو چشات نیگا میکردم آخه چشات گرمم میکرد هر وقت آروم نبودم محکم بغلت میکردم آخه آغوشت آرومم میکرد آخه وقتی بغلت میکردم مطمئن ميشدم كه پيشمي! اما حالا... دلم گرفته... دستام يخه و مي لرزه... سردمه... آروم نيستم... پيشم نيستي . . .
+
نوشته شده در ساعت12:43 PM توسطdead gurlZ
![]()
بالاخره خریدم عشقمو!
پ.ن:شاید این پسرک بتونه ....
+
نوشته شده در ساعت3:34 PM توسطdead gurlZ
|![]()
تو تاریکی
به همه ی حرفات فک میکنم....
مورورشون باعث میشه بیشتر ازت متنفر شم!
تو یه اتاق تاریک و یخ
یه بسته کبریت
یه بسته قرص
یه لیوان آب
یه ورق خط خطی
عکست...
روشنش میکنم کبریتو!تموم میشه...
یکی دیگه
یکی دیگه......
تموم شدن!
اما من هنوز تموم نشده بودم....
همیشه از بوی دود و سیگار خوشم می اومد....حالا ام داش خفم میکرد!
عکستو پاره میکنم!
داد میزنم!
هیش کی نیس نجاتم بده از این تاریکی عمیق!
قرص میخورم
بدون آب
لیوانو پرت میکنم طرف در
یه تیکه از شیشه اش میره تو دستم!
خون میاد
همیشه از خون میترسیدم...
اما حالا خیلی دوسش دارم...
چون وقتی تموم شد منم تموم شدم!
+
نوشته شده در ساعت2:9 PM توسطdead gurlZ
|![]()
حذف شد...
+
نوشته شده در ساعت1:48 PM توسطdead gurlZ
|![]()