او میتوانست برنگردد...میتوانست...اما برگشت. پ.ن:اون امروز بهم زنگ زد...اون دیگه پیشمه....من عاشق ـ اونم!
+
نوشته شده در ساعت4:13 PM توسطdead gurlZ
|![]()
دلتنگم!
برا تو برا اون برا نفهمیام و نفهمیات برا خودم آخه خیلی وقته خودمو گم کردم آخه خیلی وقته به جای اینکه خودمو تو آیینه ببینم یه دیو ـ گنده رو میبینم که داره بهم میخنده...دهنشم بوی گند ـ جهنم میده پ.ن:تو امروز رفتی...تو با همه فرق داشتی! پ.ن:اون ۳~۴ روز دیگه میاد پیشم!میاد؟ پ.ن:خستم....خسته تر از همیشه پ.ن: ...:آرومی؟ - نـــــه!
+
نوشته شده در ساعت4:22 PM توسطdead gurlZ
|![]()
~بزرگ شدی؟!
- نه!
+
نوشته شده در ساعت2:1 PM توسطdead gurlZ
![]()
من آدم بشو نیستم!
تو ام اینو خـــــــــــــــــوب میدونی . . .
+
نوشته شده در ساعت6:38 PM توسطdead gurlZ
![]()
ای کاش قلیون و دود و سرگیجه و نفهمی ـ دیروز همیشگی بود
. . .
+
نوشته شده در ساعت5:55 PM توسطdead gurlZ
|![]()