شب شد
روز شد
شب شد
روز شد
شب شد
روز شد
عمر ما...
تموم شد
+
نوشته شده در ساعت7:6 PM توسطdead gurlZ
|![]()

کاش میشد
پرواز کرد...
بی بال!
+
نوشته شده در ساعت1:25 PM توسطdead gurlZ
|![]()
چشام
دمبالِ بودناته!
پ.ن:
من سرفه میکنم،تو منو نگا میکنی و میگی چه دختره خوشگلیم هس!
من سرفه میکنم،تو میخندی!
این سرفه های منم تمومی ندارن!
added:
میگه: ?u r an interesting person!did ya know that
+
نوشته شده در ساعت4:59 PM توسطdead gurlZ
|![]()
+
نوشته شده در ساعت6:23 PM توسطdead gurlZ
|![]()
زندگی من
یه پیاده روئه!
مردم
میان
میرن
میان
میرن
تو اومدی
رفتی
و پاهای من همیشه
جلوی همان بستنی فروشی
منتظرت ماند
و تو دیگر
هیچ وقت
از آنجا
رد نشدی!
+
نوشته شده در ساعت6:10 PM توسطdead gurlZ
|![]()
-چقد دوسم داری؟
~اندازه ی این خط خطی های رو دستم...که واسه تو مُردم!
-چه کم!
+
نوشته شده در ساعت6:7 PM توسطdead gurlZ
|![]()
یکی انگار داره توم داد میزنه
میگه من و تو آخرشم میبازیم
اما من بازم
با چشای بسته میرم و میرم
و میذارم اونقد داد بزنه
تا خسته شه و
بخوابه.
+
نوشته شده در ساعت6:1 PM توسطdead gurlZ
|![]()
از دفعه قبل که
چشمانم،گذری کرد از چشمانت
چقدر تغییر کرده بودی
حتی دیگر هیچ کس تو را نمیدانست
تو بزرگ تر و بزرگ تر شده بودی و من
کوچکتر و کوچکتر.
از دفعه قبل که دیدمت
چقدر تغییر کرده بودی
دفعه ی آخر
داشتی پیانو میزدی
و من چشمانم
کلیدهای پیانو را نگاه میکرد
که تند تند بالا و پایین میرفتند
و تو دستانت میلرزید.
تو هم میترسیدی انگار
که چشمانت روشن تر شوند و درونش غرق شویم...
نمیدانم
چشمانت دیگر دوستم نداشتند
یا همان ترس لعنتی تو بود که همه چیز را خراب کرد.
از دفعه ی آخر که دیدمت
چقدر خودت نبودی
نبودم
نبودیم.
+
نوشته شده در ساعت5:59 PM توسطdead gurlZ
|![]()
کوچیک که بودم...
کوه که رفته بودیم...
به ماما گفتم:نگا ماما...دنیا چقــــــد بزرگه!
بعد یهو همه زدن زیر خنده...!
امشب...
بازم به خودم همونو گفتم...!
اما دیگه هیش کی نبود که بهم بخنده...!
تو دلم گریه کردم.
+
نوشته شده در ساعت11:18 PM توسطdead gurlZ
|![]()
هرکی منو تازگیا با یه اسم صدا میکنه!
یکی میگه کوچول...
یکی دیگه میگه جوجه اردک زشت...
اون یکی میگه دخترک مهربون همین حوالی ها...
من واقن نمیدونم چه شباهتایی دارم به اینا...!
اما من همه ی این اسما رو دوس دارم!
+
نوشته شده در ساعت7:43 PM توسطdead gurlZ
|![]()
هیچ کس منو باور نکرد added:
مُردم.
نگا / همین الان میتونه ته قصه ی من و تو باشه!
به همین سادگی...
پ.ن:حرفام تموم شدن...نمیدونم...شایدم خودم تموم شدم و دارم میندازم تقصیر حرفام...اما باور کن ...من هر کاری کردم...که بتونم پاشم...که بتونم همه ی اون گذشته ها رو فراموش کنم...که بتونم حتی بی اون...خودم باشم...گم نشم...فرار نکنم...!اما نشد...وقتی هیچ کس نباشه که باورت کنه نمیشه! ببین؟من هرکاری تونستم کردم...اما باور کن که دیگه نمیتونم...من دیگه واقن بریدم...!نپرس از چی...من از خیلی چیزاس که بریدم!آره...من خیلی حرفا دارم واسه گفتن یا نگفتن...اما من بازم حالم خرابه!هیس!من فلن حوصله ی زندگی کردنو ندارم...!
من هرکاری تونستم کردم...من خیلی عوض شدم!اما بازم نشد!من بازم دارم عوض[ی] میشم!
هِ!
اما من فلن بیشتر حرف دارم واسه نگفتن!
این روزا از اون روزاس که من دلم میخواد نباشم!
همین.
رونوشت بدون اصل
حالا میبینی من چقد کوچیکم؟
+
نوشته شده در ساعت3:7 PM توسطdead gurlZ
|![]()
پسرک
در سرما
در خیابان آدامس میفروشد!
و تو بی اعتنا از کنارش میگذری.
او با چشمانش تو را دعا میکند
و تو او را نفرین!
و
چه ساده میشود از کنار زندگی گذشت!
+
نوشته شده در ساعت2:47 PM توسطdead gurlZ
![]()
روز خوبي بود.
احساس كردم
بزرگ شدم!
+
نوشته شده در ساعت10:38 PM توسطdead gurlZ
|![]()
من هر روز و هر روز
رنگ چشام
سیاه تر و سیاه تر میشه
بعد تو به من میگی
چرا انقد زندگیو سیاه میبینی؟
من هر روز و هر روز
رنگ چشام
سیاه تر و سیاه تر میشه
اون وقت تو به من میگی
چرا انقد بریدی؟
آره...
من بریدم!
پ.ن:جـــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــغ
+
نوشته شده در ساعت7:35 PM توسطdead gurlZ
|![]()
من آهنگه i'm wid ya رو بلند بلند میخونم...
بعد یکی میگه:خفه شو!
یکی به مسخره میگه:صدات خیلی قشنگه
یکی دیگه میگه:ولی خواننده ی موفقی میشی با این اعتماد به نفس!
بعد من ذوق میکنم و بلندتر میخونم.
من میخونم
بقیه میخندن!
+
نوشته شده در ساعت7:30 PM توسطdead gurlZ
|![]()
پسرک قلب دخترک را شکاند
پسرک رفت
دخترک ماند
دخترک تنها بود
دخترک فکر میکرد اگر برود دیگر تنها نیست
اما او
پیش خودش میدانست
آنجا از همیشه تنهاتر است
اما او میخواست
همه از دست او راحت شوند
دخترک رفت
دخترک گم شد
دخترک همیشه میترسید
دخترک هیچ کجا را نمیدانست
او دیگر تنهای تنها بود
او دیگر هیچ کس را نداشت
دخترک گم شده بود
دخترک رفت
و دیگر برنگشت
دخترک گم شد
و دیگر پیدا نشد.
و دیگر هیچ کس دخترک را ندید
+
نوشته شده در ساعت7:18 PM توسطdead gurlZ
|![]()
من خودمو اونجا جا گذاشتم!
به جاش یه عالمه خاطره با خودم اُوردم!
پ.ن: میگه:کم کم وقتشه!
+
نوشته شده در ساعت3:35 PM توسطdead gurlZ
|![]()
میروم...
کاش میشد رفت و دیگر برنگشت
کاش میشد رفت و به بی نهایت رسید
میروم...
کاش میشد برنگشت.
پ.ن:هی "من" خیلی مواظب خودت باش...میدونی که من بی تو میمیرم!
+
نوشته شده در ساعت4:30 PM توسطdead gurlZ
|![]()
آخ که دلم
لک زده واسه یه فرار
یا یه رفتن همیشگی!
added:
-فرار؟از چی؟از کی؟از ما؟
~نمیدونم...میدونی؟من این روزا فقط دلم میخواد نباشم بین آدمایی که منو میشناسن...دلم میخواد برم یه جایی که هیش کی ندونه کجام...بعد همه ی اینایی که منو میشناختن بگن این مرده...بعد خیلی زود فراموشم کنن...من دلم میخواد از همه چی فرار کنم...از آدما...از زندگی...از خودم....من فقط میخوام که نباشم!همین!من فقط دوس دارم همه منو یادشون بره!
+
نوشته شده در ساعت10:42 PM توسطdead gurlZ
|![]()
میگه:زیر ِ من گم نشو!
+
نوشته شده در ساعت2:29 PM توسطdead gurlZ
|![]()
آهنگ که گوش میدادم
با pc که ور میرم
میرم که تو وبلاگا
فک که میکنم
میبینم که چقد همه فرق کردن!
همین جور که دارم راه میرم و به پشتم نگا میکنم
میبینم که همه چی چه زود عوض شد
من چه زود عوض شدم
اون چه زود عوض شد!
حتی من
امروز نوشته های قدیمی پسرک جزیره رو که خوندم
دیدم
اونم چقد عوض شده بود!
چقد زود همه چی
تموم شد!
حتی خاطره های خوب
حتی روزی که خبر رسید میتونیم برگردیم
حتی ۸ ماه پیش
حتی ...
میدونی؟
خیلی حرفا دارم این روزا...!
که این حرفا همشون توی یه گریه ان!
اما من
گریم نمیگیره!
دفتر خاطرات چند سال پیشمو که وا کردم
همه خاطره های من و تو ریختن بیرون!
حتی روزای خوبش
حتی روزایی که من عین خر نیازت داشتم اما تو نبودی...
همون آهنگو میذارم
یه بار دیگه...
یه بار دیگه...
تو بازم نیستی
من بازم تنهام
همون آهنگو میذارم
با pc ور میرم
نیستی...
اما من
آرومم!
همون آهنگو گوش میدم
با pc ور میرم
فک نمیکنم!
پ.ن:
-گفت که بت بگم که من خیلی نامردم!
~من نامردا رو دوس دارم!
+
نوشته شده در ساعت7:44 PM توسطdead gurlZ
|![]()
من چشامو بستم
تنهایی
آهنگ گوش میدم
من چشامو بستم
تنهایی
رو جدولای سیاه و سفیدِ دنیا راه میرم
راه میرم
راه میرم
من به هیچ جا نرسیدم
من به هیچ جا نمیرسم!
من فقط راه میرم
راه میرم
گریه میکنم
چشامو باز میکنم
به پشت سرم نگا میکنم
چشامو میبندم
راه میرم.
من میخوام گذشتمو بندازم دور.
من میخوام آیندمو نبینم.
من هیچی نمیخوام
من هیچی نمیخوام
من چشامو میبندم
راه میرم.
راه
میرم.
+
نوشته شده در ساعت11:0 PM توسطdead gurlZ
|![]()
all of my life i've been searching for someone to find me!
همین
+
نوشته شده در ساعت4:58 PM توسطdead gurlZ
|![]()
~ببین.من اصن تعادل رو دوس ندارم!هوا باید یا آفتابی آفتابی باشه...یا انقد برف بیاد که بمیری!
~ببین.من اصن تعادل رو دوس ندارم...آدم باید یا دیوونه و کس خل باشه....یا از اون آدم خوبای مهربون!
-که تو از نوع اولی!
~معلومه!
پ.ن:من بعضی روزا...زیادی میزنه به سرم!
+
نوشته شده در ساعت7:12 PM توسطdead gurlZ
|![]()
باز هم اینجا تاریک شده است
و من دیگر نمیتوانم تو را ببینم
و تو فقط صدای جان دادن مرا میشنوی.
میبینی؟
باز هم تنها ماندیم.
باز هم من و تو،ما،نبود.
تو در تاریکی گم شده ای و من
میروم
به سوی سرگذشت...
سرگذشتی که سرنوشت بود
و سرنوشتی که دیگر هیچ نبود.
دیدی؟
دیدی که نمیشود با هم تا آخر دنیا قر داد؟
نه...
تو هیچ وقت نبودی
من هیچ وقت نبودم
ما نبودیم
ما هیچ کجا نبودیم
حتی دیگر...
خدا هم ما را نمی دید!
+
نوشته شده در ساعت0:19 AM توسطdead gurlZ
|![]()
added:
در تاریکی به این فکر میکردم
که چقدر زود،دیر شد
یا چقدر دیر،زود.
نمیدانم
فقط میدانم
که گذشت و گذشت
و این من و تو بودنمان
چه زود تمام شد.
و چه زود
همه چیز،چیز دیگری شد!
نه...
تو عوض نشده بودی
من دیگر نبودم
میان آن همه خاطره ی گم شده
در آن باغ پر درخت
که او
با تبر
آنها را هم کُشت...
مانند خدا.
نه...
تو عوض نشده بودی
این من بود
که دیگر من نبود
پ.ن:کاش نیومده بودم/کاش نیومده بودم!
پ.پ.ن:اینجا رسم است عزیزم/
اینجا رسم است
که همه تنها باشند!
+
نوشته شده در ساعت8:50 PM توسطdead gurlZ
|![]()
-چی کم داری؟
~ تو رو!
+
نوشته شده در ساعت10:11 PM توسطdead gurlZ
![]()
هِی من!
اینجا دیگر کسی نیست...
اینجا دیگر کسی صدای تو را نمیشنود.
اینجا همه
دارند برای خود
قر میدهند
و میخندند.
هِی من!
آخر این جاده های تاریک
هیچی نیست!
جز یک دوربرگردان.
اینجا دیگر کسی نیست
برای تنها نماندن،
غرق نشدن
و
نمُردن!
اینجا هیچ کس نیست!
حتی من!
حتی تو.
آری.
ما گم شدیم
در رویاهای همدیگر!
و دیگر
پیدا نشدیم.
پ.ن:کاش میفهمیدم قلب مادرم که هر روز صبح زندگی را فریاد میزد، کی پوسید
کاش میفهمیدم محبت چشمهای پدرم که سرتاسر زندگی بود ،کی از من دریغ شد
کاش تنها نبودم
کاش میفهمیدم کودکیم با آن شیطنتها در آن خانه ی قدیمی خواهند پوسید
کاش میدانستم
کاش میدانستم روزی همین روزها هم خواهند پوسید
کاش تنها نبودم!
+
نوشته شده در ساعت6:31 PM توسطdead gurlZ
![]()
-برم؟
~برو.
+
نوشته شده در ساعت11:14 PM توسطdead gurlZ
![]()
امروز...
پر بود از هیجان!
+
نوشته شده در ساعت11:13 PM توسطdead gurlZ
![]()