تبليغاتX
تنهاترین مرده -
 

درد داشت..
آنقدر که
شب را
پیچیدم و پیچیدم
و نمیدانم..
چه بود که بالشم را خیس کرد..
میروم..
میروم..
یک روز..
بی خبر..
روحم درد میکند..
روحم درد میکند..
روحم را کشتم..
روحم درد میکند..
درد..
..
پ.ن:هیس!

+ نوشته شده در ساعت3:51 PM توسطdead gurlZ